۱۳۹۳ پنج شنبه ۶ آذر - اِلخَميس ٤ صفر ١٤٣٦
ارسال به دوستان  نسخه چاپی
عکاس بوکانی که جهانی اندیشید و جهانی شد:
 من یک عکاس متعهد ام، برای جشنواره عکاسی نمی کنم /بوکان خانه هنرمندان است

«نبود اسپانسر و حامی، به فروش نرفتن آثار هنرمندان از مشکلاتی است که جامعه هنری در منطقه ما با آن دست به گریبان است و از طرفی دیگر مسئولان شهر تنها تعریف و تمجید می کنند و زمان حمایت به هنرمندان پشت می کنند.»
 
بوکان/آژانس خبری- تحلیلی زریان؛  عکسی از میش مرغ، پرنده ای در حال انقراض که تنها در دشت سوتاوه حمامیان شهرستان بوکان یافت می شود، عکاسی از این دیار را جهانی کرد.عکاسی که می گوید هنرمندی متعهد است و این تعهد او را به هنر عکاسی آن هم در شاخه مردم شناسی کشانده است و به گفته خودش 15 سال است به صورت حرفه ای به عکاسی مشغول است و شش سال نیز به صورت حرفه ای به عکاسی پرتره می‌پردازد. او از مسئولان به خاطر عدم حمایت برای برگزاری نمایشگاهی از آثارش گلایه مند است و امیدوار به آینده از برنامه هایش برای چاپ یک کتاب در دو فصل می گوید. کتابی که تصویر پرتره ده ها شخصیت تراز اول کرد را در بر می گیرد. «لقمان رحیمی» را عصر یک روز سرد زمستانی در محل کارش (عکاسی کداک) در شهرستان بوکان ملاقات کردیم، ملاقاتی که علی رغم سردی هوای آن روز، در فضایی گرم و صمیمی صورت گرفت.متن کامل این گفت وگو به شرح زیر است:

-آقای رحیمی از میان ده ها رشته هنری، چگونه شد که شما عکاسی را انتخاب کردید؟

**مسیر زندگی هر انسانی را محیط پیرامونش، خانواده، نیازهای جامعه و هویتش تعیین می کند و از طرفی دیگر معتقدم هر انسانی که متولد می شود دارای مسئولیت و هدفی است ، عده ای برای رسیدن به این هدف تلاش می کنند و مسئولیت خود را ادا می کنند و عده ای دیگر  مسئولیت خود را به فراموش می سپرند و من معتقدم با وجود این هدف و مسئولیت، زندگی ارزش و معنا پیدا می کند.

-یعنی شما معتقدید جبر محیطی سبب شده که شما هنر عکاسی ار انتخاب کنید؟

**بله.صد در صد. چون دوربین عکاسی را بهترین تریبونی است تا صدایم و حرفم را به دیگران برسانم و نیازها و خواسته های جامعه ام در سطح ملی و بین المللی انعکاس دهم.

- علاقه شما در این انتخاب دخالتی نداشته است؟

**دخالت داشته است.وقتی شما هدفی را انتخاب می کنید یا دست به کاری می زنید در این عرصه با سختیها و مشقتهای فراوانی روبه رو می شود، که اگر عشق و علاقه وجود نداشته باشد قطعا نمی توانید ادامه بدهید و به این سختیها غلبه کنید. البته این عشق فقط دوست داشتن دوربین نیست، بخشی از  این عشق، دوست داشتن جامعه وبخشی دیگر دوست داشتن تفکراتت است.

-  برای شماکه معتقدید دوربین یک تریبون است که با استفاده از آن حرف خودو خواسته های جامعه را منعکس می کنید، آیا شرکت در جشنواره جهانی "بین آسمان و زمین" کشور اسلونی در راستای همین اعتقاد شماست؟

**جشنواره هدف من نبود، هیچوقت من برای جشنواره عکاسی نکرده ام و برای شهرت در سطح کشوری و جهانی کار نکرده ام و این دیدگاه را نداشته ام.اما مانند شخصی که همیشه با یک مسئله ذهنی درگیر است در این جشنواره شرکت کردم. شخصی که باخودش می گوید من که عکاسی می کنم،عکسهایم از نگاه خودم بسیار قوی و حرفه ای هستند، آیا از دید دیگران هم این گونه است؟ همیشه این سئوال برای من مطرح بوده که عکسهای من در سطحی قرار دارند؟ به نظر من هنرمند باید آثارش را ارائه کند تا بداند بازتاب این آثار در جامعه چیست؟آیا مخاطب این کار را قبول می کند؟ به همین دلیل تصمیم گرفتم نمایشگاها برگزار کنم و نظر مردم و واکنش آنها را نسبت به آثار م را دیدم، تعدادی از آثار با مقبولیت روبه رو شود وتعدادی نه. سپس خواستم بدانم آثارم درسطح کشور در رقابت با عکس هنرمندان دیگر و از نگاه داوران، عکسهایم از نظر تکنیک عکاسی در چه سطحی قرار دارد. به همین دلیل در جشنواره های کشوری و منطقه ای شرکت کردم.چند بار شکست خوردم و حتی آثارم به قسمت نمایشگاه جشنواره ها نیز وارد نمی شود ولی تلاش کردم و خوشبختانه همانگونه که تو سایت های خبری مختلف دیده اید آثارم یا به قسمت نمایشگاه جشنواره های مختلف راه پیدا کرده ویا موفق به کسب جایزه هایی نیز شده است که این امر امید و انگیزه ای را در من ایجاد کرد تا بدانم عکسهای من در جامعه جهانی در چه سطحی قرار دارد، به همین دلیل  در جشنواره های جهانی متعددی شرکت کردم.

 
عکس میش مرغ اثر «لقمان رحیمی» که برنده مدال طلا جشنواره جهانی اسلونی شد

- شرکت شما در جشنواره های جهانی موفقیتهایی را نیز به همراه داشته است؟

بله. مقام دوم جشنواره جهانی سازمان ملل متحد در سال 2009 ، روبان افتخار فتو ژورنالیست امریکا را کسب کردم. آثارم   در نمایشگاههای بین المللی کلونیا امریکا ،7 اثر در جشنواره بین المللی اتریش . 2 اثر در جشنواره بین المللی سهاوتهوتن انگلیس حضور داشتند، و اخرین جشنواره ای که شرکت کردم،جشنواره جهانی عکاسی که با عنوان "بین آسمان و زمین" درکشور اسلونی برگزار شد.

در این جشنواره با دو عکس یکی از میش مرغ و یکی از دریاچه زریبار مریوان شرکت کردم. که عکس میش مرغ مدال طلا این جشنواره را کسب کرد و عکس دریاچه زریبار به بخش نمایشگاه این نمایشگاه راه یافت.

 - شما بیشتر با آثاری در حوزه مردم شناسی و با موضوع آداب و رسوم کُردها شناخته می شوید، چگونه شد از میان شاخه های مختلف عکاسی، «عکاسی مردم شناسی» را انتخاب کردید؟

**متاسفانه هنرمندان عکاس آنچنان که باید و شاید به فرهنگ کُرد توجه نکرده اند. البته عکاسانی غیرکُرد ، گذرا در این زمینه کار کرده اند، امامتاسفانه در شان مردم کُرد نبوده است.

واقعیت آن است دیوار «عکاسی مردم شناسی» در میان کُردها فوق العاده کوتاه است و عکاس مردم شناسی که کُرد زبان باشد یا نداریم یا این قدر کم اند که دیده نمی شوند این خلاء و تعهدم به جامعه ای که در آن زندگی می کنم سبب شد به عکاسی « مردم شناسی» روی بیاورم. و به عنوان یک هنرمند متعهدتصمیم گرفتم به نحوی فرهنگ کرد را ثبت کنم که در شان و جایگاه کردها باشد، به همین دلیل مدت 15 سال است در شاخه «عکاسی مردم شناسی» کار و مطالعه کردم و همواره تلاش کردم با اجتماع خود زندگی کنم، با آن در ارتباط باشم و سعی کرده ام آداب و رسوم، مراسمات آیینی و مذهبی، لباس ها، آثار تاریخی،آنچه معرف فرهنگ کُرد است از نگاه دوربینم ثبت کنم .

 
                  دریاچه زریبار راه یافته به بخش نمایشگاه جشنواره جهانی اسلونی

- تاکید شما بر کرد بودن«عکاسی مردم شناسی» برای ثبت فرهنگ کُردها چه دلیلی دارد؟

**عکاسی که در شاخه «عکاسی مردم شناسی» فعالیت می کنم باید با مردمی که از آنها عکس می گیرد زندگی کنند و با آنها ارتباط داشته باشد تا عکاسی موفق در این زمینه باشد.

- شما خود را عکاسی معرفی کرده اید که در شاخه مردم شناسی کار و فعالیت کرده و می کند، چگونه است با عکسی در حوزه «عکاسی حیات وحش» در جشنواره اسلونی مقام اول جهان را کسب می کند؟

** عکاسی حیات وحشی یکی از سخت ترین و پر هزینه ترین شاخه های عکاسی است و عکاس حیات وحش باید ریاضت بکشد و این عکاسی مشکلات فراوانی دارد.

من در بیشتر مصاحبه اعلام کرده ام که عکاس حیات وحش نیستم. اما از آنجا که میش مرغ در جغرافیایی نزدیک به محل سکونتم زندگی می کند و با توجه به اینکه این پرنده در حال انقراض است، این امر نوعی تعهد در من ایجاد کرد وبه دغدغه ذهنی برایم تبدیل شد. از طرفی دیگر تعدادی از دوستانم از من به عنوان یک عکاس نه یک عکاس حیات وحش انتظار داشتند از این پرنده نادر عکس هایی ثبت کنم. به همین دلیل در زمینه عکاس حیات وحش مطالعاتی کردم و امکانات این عکاسی مانند دوربین و لنز ویژه علی رغم مشکلاتی فراوان تهیه کردم و با راهنمایی دوستان محیط زیست بوکان و حمایت و تشویق این دوستان بعد از انتظاری طولانی در کیمن گاه موفق به گرفتن عکاسهایی از میش مرغ شدم.

- می گویند عکاسی حیات وحش زمان بر و طاقت فرسا است، شما برای گرفتن عکس از این پرنده نادر چقدر زمان صرف کردید؟

**این حرف صحیح است. حتی گفته می شود عکاس های حیات وحش برای تهیه عکسی از یک گونه حیوانی انتظار زیادی کشیده اند چرا که در عکاسی حیات وحش عکاس نباید به گونه حیوانی مورد نظر نزدیک شود بلکه باید عکاس در شرایطی قرار بگیرد که این گونه وحشی به عکاس نزدیک شود. اما من شانس آوردم که در مدت زمان کوتاه توانستم این عکس را تهیه کردم.

 سال گذشته 5 روز و امسال 10 روز برای گرفتن عکس هایی از میش مرغ در دشت سوتاوه حمامیان بوکان کمین کردم تا توانستم این عکس ها را ثبت کنم.

-  گفتید حرفه عکاسی و خود دوربین عکاسی برای شما یک تریبون است، که از طریق آن حرف های خود واجتماعی که به آن تعلق دارید را به دیگران برسانید، شما با گرفتن عکس میش مرغ به دنبال انتقال چه پیام هستید؟

**میش مرغ از گونه ها نادر پرندگان است که در معرض خطر انقراض است.از دیدگاه من ارزش میش مرغ کمتر از خرس پاندا کشور چین نیست که به نماد این کشور تبدیل شده است، و یا ارزش این پرنده کمتر از یوزپلنگ ایرانی نیست که به گفته کارشناسان محیط زیست تعداد آنها به 150 قلاده می رسد و به مراتب کمتر از میش مرغ در معرض خطر انقراض قرار دارد. و خطر این انقراض که میش مرغ را تهدید می کند انگیزه و پیامی است که من در گرفتن این عکس به دنبالش بودم.

                                               شادی لقمان رحیمی بعد از ثبت عکسهایی از میش مرغ

- خبر موفقیت عکس شما از میش مرغ در فیستیوال "بین آسمان و زمین" درکشور اسلونی انعکاس زیادی در رسانه ها بزرگ کشور داشت، آیا نشان از موفقیت شما در رساندن پیام تان به افکار عمومی و رسانه ها دارد؟

**بازتاب رسانه ای این موفقیت بیش از انتظار بنده بود و معلوم شد که این اتفاق بزرگی بوده ، از طرفی دیگر ثابت کرد، کارم کار حرفه ای بوده، چرا کار حرفه ای در رسانه های حرفه ای بازتاب پیدا می کندو امیدوارم بازتاب دور از انتظار این موفقیت تلنگری باشد بر  طرفداران محیط زیست و متولیان این امر در کشور تا با انجام کارهای کارشناسی شده و اتخاذ تصمیمات مناسب مانع از انقراض این پرنده شوند.

- به عنوان یک عکاس جهانی و متعهد، برنامه شما برای آینده چیست؟

**برنامه و هدف آینده ام چاپ و انتشار کتابی دو بخشی است. در بخش اول عکس هایی با موضوعیت مردم شناسی جامعه کُردی و بخش دوم عکسهای پرتره شخصیتهای نام آور کُرد که تا به امروز در این زمینه کاری نشده است، چاپ می شود.

 عکس پرتره عبدالله گلایی شاعر کرد اثر لقمان رحیمی

- این کتاب دوبخشی شما عکس پرتره چند شخصیت کُرد را در خود جای می دهد؟

**بستگی به توانایی و قدرت مالی و اسپانسرهایی است که برای این کار اعلام حمایت می کند. تا به امروز از250 تا 300 شخصیت نام آور کُرد، عکس پرتره تهیه کردم که 70 تا 80 عکس، متعلق به شخصیتهای تراز اول کُرد است که البته این کار در میان اقلیتهای زبانی دیگر ایران صورت گرفته و تنها تا به امروز در میان کُردها همچین کتابی چاپ نشده است،امیدوارم  که بتوانم این کار را به نتیجه برسانم.

- در گذشته شما به برگزای نمایشگاه های دیواری و دائمی در بوکان اقدام کردید، مدتی قبل نیز نمایشگاهی مجازی پرتره برگزار کردید، اما چرا تا به امروز به برگزاری یک نمایشگاه موقت یا دائمی در محلی مناسب در  شهر بوکان اقدام نکرده اید؟

**نبود اسپانسر و حامی، به فروش نرفتن آثار هنرمندان از مشکلاتی است که جامعه هنری در منطقه ما با آن دست به گریبان است و از طرفی دیگر  مسئولان شهر تنها تعریف و تمجید می کنند و زمان حمایت به هنرمندان پشت می کنند.

در دوره گذشته شواری  اسلامی شهر بوکان، تصمیم گرفتم یک نمایشگاه پرتره در این شهر برگزار کنم. هزینه برگزاری این نمایشگاه که در برگیرنده 60 اثر پرتره در قطع90+ 60 بود، 3 میلیون تومان تخیمن زده شد،  گرچه این رقم که حداقل هزینه است برای برگزاری نمایشگاه هایی از این نوع، اما اعضای سابق شورای بوکان با مصوب کردن تنها 500 هزار تومان برای حمایت از این نمایشگاه در کمال ادب و احترام به من توهین کردند، که من هم پیگیری نکردم.

- در هفته گذشته زمزمه هایی برای لزوم احداث خانه هنرمندان در بوکان شنیده می شود، نظر شما به عنوان یک هنرمند فعال در این شهر در این خصوص چیست؟

** در حقیقت شهر بوکان خانه هنرمندان است،هنرمندان بی شمار این دیار بدون هیچ گونه چشم داشتی و تنها با تعهد و عشق به فرهنگ و هویت خود در سطحی عالی خدمت کرده و می کنند. به همین دلیل است که بوکان با عنوان « شهر فرهیختگان و هنر مندان» شناخته می شود.

من به نوبه خود از این اقدام حمایت می کنم، اما باید بگویم«صد گفته چون نیم کردار نیست». مسئولان شهر ما از نماینده شهر در مجلس شورای اسلامی گرفته تا فرماندار تنها شعار می دهند و بیشتر اهل شعارند تا عمل و دلیل ادعای بنده کارنامه این مسئولان در حمایت از جامعه هنری است.

 

- گفت و گو را با چند سئوال تخصصی در عرصه هنر عکاسی ادامه می دهیم. شما موافقید؟

**بله. بفرمایید.

- گروهی از از عکاسان معتقدند که ویرایش عکس به اثر ضربه می زند و با آن مخالفند. شما در این زمینه چه نطری دارید؟

**در دنیای عکاسی، چاشنی و اساس یک اثر عالی شاتری که عکاس می زند، کادربیندی که می بند و سوژه ای که در بهترین وضعیت نور، فیگور و اوج صحنه از آن عکس گرفته می شود،در چنین شرایطی احتیاجی به ویرایش نیست، اما در بعضی شرایط عکاس در فرصت زمانی کوتاهی عکس از سوژه ای حساس ثبت می کند ونخواسته چیزی اضافی در داخل کادرش قرار می گیرد، که با زدن یک برش و ویرایش این مشکل حل می شود.

- یعنی شما با اصل ویرایش عکس موافق هستید؟

** به شرطی که چهار چوب اثر ، ارزش و حرفه ای بودن یک اثر از بین نرود، ویرایش را قبول دارم اما اگرروتوش بزنند یا رنگ را عوض کنند،مخالفم. به نظر من با این کار جایگاه و ارزش عکس از بین می رود.

 - در حرفه عکاسی، داشتم دوربین و لنز برای خلق یک اثر حرفه ای کافی است یا عواملی دیگر نیز  لازم است؟

«ابرو مه وبادو خورشید در کارند». یعنی اگر عکاسی حرفه ای باشید، نگاه و ذهن عکاسی داشته باشید اما دوربین ولنز مناسب نداشته باشید، کار لنگ است.

درحقیقت باید ذهن، نگاه و فکر عکاس، عکاسانه باشد، و وسایل عکاسی چون دوربین، لنز و سه پایه عکاسی این ذهن و نگاه عکاس را ثبت می کند. مانند یک نویسنده که برای ثبت اندیشه خود نیاز به یک ابزار چون قلم و دفتر داشته باشد.

- آیا تا حالا شده که به خاطر نزدن به موقع شاتر دوربین، سوژه ای را از دست بدهید ؟

**ده ها و صدها بار.و تنها حسرتش برایم مانده است و برای همین سعی کرده ام هر جا که می روم یا به هرجایی سفر می کنم، دوربین را به همراه داشته باشم . به نظرم دوربین بخشی جدائی ناپذیر از وجود یک عکاس است.

- به عنوان آخرین سئوال، اگر به جای عکاس و فتوژورنالیست سرشناس، کوین کارتر بودید، عکس «کودک و لاشخور»( عنوان اطلاق شده به عکس معروفی است که در ماه مارس سال ۱۹۹۳ میلادی توسط کوین کارتر ثبت شد، در این عکس یک کودک خردسال و گرسنه در تلاش برای رسیدن به یک مرکز تغذیه، در نزدیکی این مرکز خسته و ناتوان از پای افتاد و درست در همین لحظه یک کرکس (لاشخور)، در نزدیکی او بر زمین نشست. گویی انتظار مرگ کودک را می‌کشید و نظاره گر جان دادن کودک بود تا پس از آن جثۀ نحیف کودک را بدرد و خوراک خود سازد). را ثبت می کردید یا کودک را نجات می دادید ؟

**همانطور که می دانید انتشار این عکس دنیا را تکان داد اما سرنوشت عکاس آنهم قابل تامل است، چرا که در اوج ناامیدی و استیصال به زندگی خویش خاتمه داد،اما از آنجا که انسانی احساسی هستم و عکاسی را وسیله ای برای بیان درد انسان ها  می دانم ، اگر من به جای این عکاس بودم، عکاسی را رها می کردم و کودک را نجات می دادم.

- در حرفه شما، آموزش دانشگاهی ارجعیت دارد یا تجربه؟

من تا حدودی هم دوره های آکادیمیک را گذراندم و هم تجربه دارم. من دوره دانشگاهی رسام هنر را زیر نظر جهاد دانشگاهی گذرانده ام و دیپلم عکاسی آنالوگ و دیجیتال را نیز کسب کردم و دورها ی تخصصی را در تبریز گذرانده ام، اما معتقدم بخش اعظم هنر «تجربه» است. هنر مندانی که امروز در دنیای هنر ایران حرفی برای گفتن دارند به صورت تجربی کارهای زیادی کردند.

- ضمن تشکر از وقتی که در اخیتار ما قرار دادید، اگر سخنی دارید به عنوان حرف آخر،بفرمایید:

** ضمن تشکر از زحمت شما،به مخاطبان شما توصیه می کنم تازمانی که دراین دنیا هستیم همواره از خود سئوال کنیم آیا توانسته ایم به زیبایی های دنیا بی افزایم.

گفت وگو از حسن معروف پور

تاريخ: ۱۳۹۲/۱۰/۱۱

نظر کاربران
براستی که کاک لفمانی رحیمی شایه نی حه مو شتیکی
بژی ، بژی ، بژی هه ر بو تو و امثالی تو .
کورد به هونه رمه ندیکی وکو تو شانازی دکات .
نوشته شده توسط هادی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۱/۱۱

بەڕاستی ئافەرین بوو ئەو ھەستە پێرۆزە
نوشته شده توسط بۆکان در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۲۵

شایسته ی قدر دانی بسیار است جناب آقای رحیمی
نوشته شده توسط محمودی در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:



صفحه اصلی   |   نمایش گالری   |   گالری عکس   |   سیاست   |   مشروح اخبار   |   جامعه   |   فرهنگ و هنر   |   اخبـــار   |   کوردانه   |   ورزش   |   درباره ما   |   ارتباط با ما   |   ورود
تمام حقوق سایت متعلق به وب سایت زریان می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال