۱۳۹۳ سه شنبه ۲۹ مهر - اِثَّلاثا ٢٦ ذو الحجه ١٤٣٥
یادداشت   

اخبار ایران و جهان   

کوردانه   

ارسال به دوستان  نسخه چاپی
 گفتگوی خواندنی با یکی از عارفان و دف زنان مشهور کُرد
آژانس خبری-تحلیلی زریان؛ حاج درویش علی باشرافت دهگرجی از عارفان و دف زنان بنام و مشهور اشنویه ایی که در جوار عشق و عرفان 40 سال در مراسمات و محافل عرفانی مختلف دف زنی کرده است در گفتگویی با خبرنگار شنوباس از زوایایی زندگی عارفانه و آشنایی اش با هنر دف زنی می گوید.

به گزارش زریان به نقل از شنوباس؛ حاج درویش علی باشرافت دهگرجی در سال 1307 هجری شمسی در روستای دهگرجی شهرستان اشنویه در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمده است. دف زنی را از سال 1347 شروع کرده و بارها در مراسمات و محافل عرفانی با نوای دلنشین دف حضار را سرمست دنیای عشق و عرفان نموده است.

حاج درویش علی که چندین بار در صدا و سیمای تهران، کرمانشاه و مهاباد برای مراسمات عرفانی دعوت شده و در مسابقات رتبه اول را کسب کرده، شیخ حسن برزنجی را مشوق خود در آموختن هنر دف زنی می داند و در این مورد چنین می گوید :

در سال 1347 درآن زمان شخصیتی به نام شیخ حسن برزنجی فرزند شیخ امین الاسلام برزنجی، از خاندان شیخ بابا سیعد برزنجی غوث آباد، همراه یکی از یاران خود به نام میرزا قادر نویکی از شهر بغداد عراق، عصر به روستای دربکه ی پیرانشهر رسیدند.

 از اهالی روستا به خصوص دوستان نزدیک شیخ از جمله سید عزیز و بستگانش به پیشوازی شیخ حسن رفتند و در شب اول برای استراحت در روستای دربکه پیرانشهر در منزل سید عزیز ماندگار شدند. بنده نیز در این مکان با وی همراه بودم.

درآن شب شیخ حسن فرمودند:

من خیلی مشتاق و آرزومند صدای دف هستم آیا دف زنی در این منطقه وجود دارد؟ یکی از افراد حاضر در مجلس جواب داد که در روستای پسوه پیرانشهر شخصی به نام درویش ابراهیم بایز خالندی است، شیخ فرمودند که ایشان را دعوت کنید. برای فردا شب درویش ابراهیم بایز خالندی همراه دوستان خود به روستای سروکانی رسیدند و در آن شب در روستای سروکانی مراسم خیلی بزرگی به وجود آمد، شیخ در اثنای این مراسم به بنده فرمود:

درویش علی شعر یا دف بلد هستید؟ من در ان زمان شعر و دف یاد نگرفته بودم و فقط با موهای بلندم ذکر خدا را به جایی می آوردم.

با این حال شیخ به بنده گفت که دف زدن را شروع کنم ولی من که دف زنی را به صورت خیلی ابتدایی بلد بودم فقط با انگشت چند حرکتی را انجام دادم. شیخ سپس به من گفت دو شعر برایم بخوان، من دو شعر را همرا دف خواندم...

شیخ به سید عزیز فرمودند که ماشاءالله درویش علی چقدر زیبا دف می نوازن، منم چون برای اولین بار در چنین مجلس بزرگی و در کنار محضر شخصیت بزرگ شیخ حسن برزنجی، از خاندان بزرگ شیخ بابا سعید برزنجی غوث آباد، روحیه و انرژی خیلی بالایی از جانب ایشان گرفته بودم و به خودم می بالیدم. پس از این مراسم با راهنمایی های ارشدم شیخ حسن برزنجی به دف زنی و حفظ شعر های کردی و فارسی پرداختم.

 بعد از سه سال موفق به یادگیری دف زنی حرفه ای شدم و توانستم تمام شعر های کردی و فارسی شاعران بزرگ مانند: شیخ بابا سعید برزنجی غوث آباد، اسماعیل ذبیحی، شیخ جلال ذبیحی، امین اشنویی، صافی ایران اهل هه ولیر (اربیل) و اشعار وفایی را کاملا حفظ و یاد بگیرم.

حاج درویش علی پس از چند سال به صورت کامل هنر دف زنی به همراه اشعار عرفانی را آموخت و از سال 1350 تا سال 1355 به آموزش دف زنی در اشنویه مشغول شد و چندین نفر از شهروندان اشنویه ای را با مهارت دف زنی آشنا ساخت . وی در این زمینه می گوید : در اشنویه به شیوه ی فعال از زمستان 1350 تا پاییز 1355 به پشتیبانی همشهریان خود توانستم یک آموزشگاه را تاسیس کنم و به آموزش دف زنی و شعر خوانی بپردازم و به مدت این 5 سال موفق شدم شاگردان و استادان زیادی را در این آموزشگاه به یاد گیری حرفه ای دف زنی و شعر خوانی تداوم بخشم. از جمله بهترین شاگردان بنده به نام های درویش اسماعیل نعلبندی، رسول شیخ محمد، انور اریسی و قادر موسی مهابادی که همگی از شاگردان برتر و مجرب تحت تعلیم بنده در آموزش دف زنی و شعر خوانی بوده اند...

حاج دوریش علی باشرافت پس از این دوران در مراسمات و محافل عرفانی فراوانی به دف زنی و شعرخوانی پرداخت و توانست شهرت زیادی در این زمینه کسب کند. وی مهمترین مراسماتی که در آنها شرکت کرده است را اینگونه بر می شمارد :

در زمستان سال 1356 من و درویش اسماعیل نعلبندی را دعوت و فراخوانند به شهر هه ولیر (اربیل) کشور عراق، در تکیه شیخ صدرالدین برزنجی در این مراسم و مجلس بزرگ شرکت کردیم و از جانب خاندان شیخ برزنجی، مریدان، درویشان و مردم حاضر در مجلس از ما استقبال بی نظیری شد و مراسم با عکاسی و فیلمبرداری همراه بود و بعد از چند روز ماندن در شهر هه ولیر (اربیل)چند بار در تکیه شیخ جمیل زنیل هم شرکت کردیم، عکس ها و فیلم هارو در اختیار ما گذاشتند و با خاطرات خوش و به یاد ماندنی به اشنویه بازگشتیم.

در سال 17/6/1376 بنده و حاجی ملا درویش یونسی قادرپور، درویش اسماعیل نعلبندی و مرحوم خلیفه محی الدین به صدا و سیمای تهران دعوت شدیم و مراسم باشکوهی برگزار شد.

در پاییز 1378 در صدا و سیمای کرمانشاه من و درویش اسماعیل نعلبندی دعوت شدیم و مراسم مذهبی را طبق خواسته ی مجری برنامه اجرا کردیم و در پایان از طرف ریاست صدا و سیمای کرمانشاه با جایزه و لوح تقدیری از ما تجلیل کردند.

دوباره در اسفند سال 1378 بنده و درویش اسماعیل نعلبندی در صدا و سیمای سنندج در مسابقات دف زنی و شعرخوانی شرکت کردیم و توانستیم رتبه ی 1 مسابقات را کسب کنیم.

17 بار در صدا و سیمای شهر مهاباد دعوت شده ایم که مراسمات بزرگی اجرا شد و مورد استقبال مسئولین و مردم شریف مهاباد واقع شده است.

 برای آخرین بار که در سال 9/11/1380 در صدا و سیمای شهرستان مهاباد دعوت شدیم از همه ی شهرهای کردستان ایران 7 نفر دعوت شده بودند که 5 نفر آنان دف زن و دو نفر شعر خوان بودند. من همراه دو تن از دوستان خود (حاجی ملا درویش یونسی قادرپور و درویش اسماعیل نعلبندی) حضور داشتیم و الحمدالله فقط ما سه نفر بودیم که توانستیم رتبه ی 1 را از آن خود کنیم و مورد استقبال و خشنودی مسئولین و مردم شریف مهاباد قرار گرفتیم.

در طول این سالها 87 بار موفق شده ام که به غوث آباد سفر کنم برنامه مذهبی و متنوع خود را همراه دوستان، آشنایان و حاضران در غوث آباد به اجرا دربیاریم، در چنین مراسماتی دف زدن، شعر خوانی و ذکر خدا را بجا می آورند.

در طول این سال ها تا کنون در کردستان عراق و کردستان ایران کسی نتوانسته است که با من به رقابت بپردازد.

تا حالا 1 بار موفق شده ام به مشهد مقدس و به زیارت امام رضا (ع) همراه زائرین از ارومیه در سال 1357 مشرف شوم.

بزرگترین آرزویم از خداوند متعال مشرف شدن به مکه بوده است که این آرزو در سال 23/8/1387 تحقق یافت و به حج تمتع مشرف شدم.

در مراسمات محلی مانند ماه مولود، جلسات مولود خانی شرکت های فراوانی داشتم و در فرمانداری و اداره ارشاد اسلامی به مناسبت های مختلفی دعوت شده ام.

از وقتی که به حج تمتع مشرف شدم به خاطر سن بالا و کم طاقتی دف زدن را ترک کرده ام...

حاج درویش علی قطعه شعری نیز در محتوای عارفانه سروده که در ذیل درج می گردد :

 

ئه ی موریدانی ته ریقت هاتووه ئیمرو جوواب

ئیختیارم لێ براوه لێم برا ئارام و تاب

 

زینده گانیم لێ حه رام بوو پاشی «صدرالدین» ی جوان

غه وسی سانی نه سلی پاکت سه ییدی عالی جه ناب

 

ئه ی غه ریبی دوور ولاتو ئه ی شه هیدی بی گوناه

پشتی مه ت تێکدا شکاند بۆ مالی مه ت کرد و خراب

 

وات به ناری فیرقه تی سوتاندم ئه ی زالم فه لک

وا له ناو کووره ی ده رونم بونی سووتانی که باب

 

جێ نشینی غه وسی سانی «صدرالدین» بوو نه وجوان

مه رقه دی پاکت له کوێ یه مه نزلت کردوه توراب

 

پێم ده لێن حاجی عه لی ده رویشی عه بدوالقادره

ئه ی خوا روحمی بفرموی گوناهکارم بێ حساب

تاريخ: ۱۳۹۲/۶/۱

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما:


صفحه اصلی   |   نمایش گالری   |   گالری عکس   |   سیاست   |   مشروح اخبار   |   جامعه   |   فرهنگ و هنر   |   اخبـــار   |   کوردانه   |   ورزش   |   درباره ما   |   ارتباط با ما   |   ورود
تمام حقوق سایت متعلق به وب سایت زریان می باشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.

طراحی و اجرا توسط: وب باکس پورتال